برای زندگی  با عشق و خیلی چیزهای دیگر...

 

برای روان پزشک شنیدن واژه هایی که با مرگ و خودکشی پیوند دارند همواره زنگ هشدار را به صدا

در می آورند.به ما آموخته اند نخست به عنوان پزشک و در جایگاهی تخصصی تر به عنوان روان

پزشک هرگونه تهدید به خودکشی و آسیب به خود را جدی بگیریم.

در روزها و هفته های گذشته خبرها و تصاویر تلخ و گزنده ای از مرگ برخی از هم وطنان و

هم شهریان ما به دنبال خودکشی در رسانه ها پخش شد.رسانه های مجازی و همراه این

روزهای ما نیز البته از غافله دور نماندند و با عکس و تصویر به استقبال خبرهای دهشت ناک

و غم افزا رفتند.

سوگ مندانه ماهیت خبر که نیازمند تازگی و تکان دهنده بودن است از خبرهای

خودکشی و مرگ های افراد خاص بهره ی فراوان می برد.این نگارنده از آن صاحب منصبان راحت طلب

دوری می جوید که در انواع و اقسام آسیب های اجتماعی و اقتصادی می خواهند نقش روزنامه و

خبرنگار را پر رنگ کنند و مرغان بی گناه رسانه را با انگ های سیاه نمایی در پای جامعه قربانی

سازند.

 و البته شکی نیست که  جامعه ی امروزمان در بحران های ویژه ای  روزگار می گذراند و بر خلاف

 تبلیغات دروغین برخی اگر همین رخدادهای توافق و مذاکرات دولت یازدهم  نبود معلوم نیست

کدامین سناریوهای شوم بر سر این آب و خاک پیاده می شد و شرایط به چه رنگ و سیاقی در

می آمد.بنا براین نه دشواری ها و معضلات اقتصادی و اجتماعی انکار کردنی است و نه ارزش مندی

و حساسیت به حق رسانه ها در پیگیری این معضلات قابل چشم پوشی .

رسانه ها دیدگان بیدار و هشیار جامعه اند.

آنها ابرها و باد های طوفان زا را پیشاپیش می بینند و می باید که همگان را از خطرات و اتفاقات

احتمالی آگاه کنند.

سخن اما در پیوند با چیز دیگری است.

آسیب های اجتماعی از جمله خودکشی مسایلی نیستند که با یک علت و عامل توجیه شوند.

شاید اولین درسی که دانش جویان علوم انسانی درباره ی نظریه های و مسایل اجتماعی

می آموزند همین نکته ی اساسی و بسیار مهم باشد که برای مسایل و مشکلات جامعه

به دنبال یک عامل و یک علت نگردیدبه عبارت دیگر

 این گونه مسایل و مشکلات به اصطلاح چند عاملی

اند یعنی همواره چندین علت در کنار هم و با مشارکت هم باعث ایجاد شان می گردند.فقر

می تواند زمینه ی سرقت گردد اما مگر کم هستند سارقانی از طبقه ی دارا و

صاحب مکنت  که در دزدی ها و اختلاس های رسوا دست دارند.و مگر  ما بسیار افراد

 شریف نداریم که  آب روی فقر و قناعت نمی برند.

به خود کشی بر گردیم و علت شناسی آن. بی شک معضلات فقر و بی کاری و نابسامانی های

اجتماعی می توانند باعث بروز رفتارهای خطرناک و آسیب رسان به خود و دیگری شوند.

اما حساسیت موضوع و تاثیر رسانه ها در مورد خاص خودکشی نیازمند تاکید است.

پژوهش ها نشان داده خودکشی غالبا در زمینه ی برخی اختلالات روان پزشکی از جمله افسردگی

رخ می دهد.معمولا این افراد پیش از اقدام ،درباره ی قصد آسیب به خود صحبت کرده اند که خود این

مساله اهمیت توجه به موارد تهدید به خودکشی را می رساند.در سابقه ی ایشان هم نشان از

مشکلات شغلی و خانوادگی  وجود دارد و گاهی سابقه ی  مراجعه به روان شناس و روان

پزشک هم دیده می شود.

همین جا لازم است از نقش مشاوره و درمان هم صحبتی شود.

بیماری های روان پزشکی تنوع چشم گیری دارند و برخلاف تصور عموم،

غالب اختلالات روانی شامل مسایل خفیف و شایعی چون اضطراب و افسردگی اند.درمان این

اختلالات معمولا ساده و موثر است. بیماری های شدید روانی تنها درصد کوچکی از اختلالات

اعصاب و روان را تشکیل می دهند.به همین خاطر ترس از مراجعه به روان شناس و روان پزشک

از بابت آن که مبادا جزو بیماران شدید قرار گیرند یا دیگران آنها را بیماری بدحال فرض کنند از

اساس اشتباه است. این جا صحبت از مساله ی انگ بیماری های روانی و علت مراجعه نکردن مردم

برای درمان و مشاوره  پیش می آید که بحث جداگانه ای  طلب می کند.

نکته ای که نیاز به تاکید فراوان دارد و مقصود نگارش این

مطلب هم تا حدی به آن باز می گردد مشکلات

و خطرات خبرنویسی و گزارش های رسانه ای  درباره ی خودکشی است. در واقع راه عمده ی

پیش گیری از خطر خودکشی چگونگی گزارش ان برای دیگران است چرا که ثابت شده با

گزارش های رسانه ای

و خبری موارد خودکشی و آب و تاب دادن و پخش عکس و رپورتاژهای گسترده احتمال تقلید و تکرار

آن افزایش می یابد.از همین رو بوده که در سالیان گذشته راهنمای رسانه و خودکشی  در وزارت

بهداشت زیر نظر گروهی از استادان و کارشناسان از جمله استاد گرامی ام جناب آقای دکتر مهدی

حسن زاده روان پزشک و هیات علمی بازنشسته ی دانشگاه علوم پزشکی ایران تهیه شده است.

این راهنما که می باید سرلوحه ی کار اصحاب رسانه در زمینه ی خودکشی قرار گیرد به اختصار اما

به خوبی از مشکلات خبر رسانی خودکشی و نقش رسانه ها صحبت می کند.از جمله

این که از تیترهای درشت به ویژه  در صفحه ی اول برای گزارش های خودکشی استفاده نشود.ماجرا

با آب و تاب و هیجان به قلم نیاید و آن را واکنشی طبیعی به بیکاری و فقر و زندگی های نابسامان یا

اختلافات خانوادگی  وانمود نکرد.و در کنار خبر به راهکارها و باورهای نادرست درباره ی خودکشی

پرداخت.نیز تاکید بر این  اصل مهم که  اساسا خودکشی پاسخی نادرست به

 معضلات  و رنج ها و ناکامی ها ست. در افسردگی ها  با درمان و مشاوره ی مناسب

خطر خودکشی شدیدا کاهش می یابد.تصور این که وقتی شخصی از خودکشی حرف می زند فقط

حرف است اشتباه است و هر تهدید به خودکشی را باید جدی گرفت...

دکتر فرانکل پایه گذار شیوه ی معنا درمانی که خانواده ی اش را در اردوگاه های مرگ آلمان نازی

از دست داد از  مراجعین خود می پرسید چرا خود را نمی کشند... و آنها از عشق خود،دلبستگی  به

مادران و پدران و  فرزندان و نیز دوستان یا از دغدغه های مذهبی شان دلیل می آوردند.

شک نکنید... وظیفه ی انسانی همه ی ما نگاه داری از شعله ی

 زندگی و پیگیری این مسیر پر پیچ و خم است.مسیری سرشار از پیروزی و البته شکست.

با هر بهانه و حتا اگر ترس از مردن باشد که در موارد وجود افکار خودکشی به

گمانم از ترس های خوب و شریف است می کوشیم همراه کاروان باشکوه انسانی حرکت کنیم.

مسیولیت جامعه و حاکمیت در فراهم ساختن شرایط زندگی انسانی و شرافت مندانه برای

شهروندان  به جای خود باقی است همان طور که وظیفه ی تک تک ما در همراهی و یاری به

نومیدان و افراد در خطر خودکشی و مشاوره و حمایت از ایشان.

در این روزهای خوش بهاری که در کوچه و خیابان راه می روم از نبود خودخواسته ی افرادی که

خود را با دست خود به هلاکت افکنده اند غصه می خورم .چه بسا اندکی صبر و هم کلامی با

دوست یا مشاوری دانا ایشان را از زیبایی های بهار از پس تاریکی ها و سرماهای پاییز و

زمستان  محروم نمی کرد.

کلام آخر آن که دوستان و همراهان

یاری بخواهید و یاری بگیرید. زندگی با شما همراه خواهد بود  اگر شما نیز همراه شوید.

24 اردیبهشت 95

 

 

يك روانپزشك: مطالعه و حل جدول خطر ابتلا به آلزايمر را كاهش مي‌دهد


وی با تاكيد بر اين كه احتمال شيوع آلزايمر در افرادي كه فعاليت‌هاي فكري و مغزي انسان نظير مطالعه، حل جدول و محاسبات دارند كمتر است، گفت: تغذيه سالم، ورزش و پرهيز از استعمال دخانيات نظير سيگار و غيره از ديگر عوامل اصلي محافظت كننده حافظه در برابر آلزايمر است.

دكتر حميد يوسفي در گفت وگو با خبرنگار سلامت ايسنا منطقه دانشگاه علوم پزشكي تهران، آلزايمر را نوعي بيماري پيشرونده و خاص اعصاب مركزي تعريف كرد و افزود: در بيماري آلزايمر سلول‌هاي عصبي زودتر از موعد شروع به از بين رفتن مي‌كنند كه در اين حالت تعداد سلول‌هاي كورتكس يا قشر مركز مغز كم و در نتيجه بر روي حافظه، تمركز و رفتارهاي فرد تاثير منفي مي‌گذارد.

وي در ادامه آلزايمر را به دو نوع زودرس و معمول تقسيم كرد و گفت: آلزايمر زود رس معمولا در سنين زير 50 سال بر اثر عامل وراثتي اتفاق مي‌افتد كه نسبت به آلزايمر معمول شيوع كمتري دارد.

اين روانپزشك مهم‌ترين عامل خطر آلزايمر معمولي را افزايش سن دانست و تصريح كرد: آلزايمر معمولي در افراد بالاي 60 سال شروع و در واقع شيوع آن با افزايش سن بيشتر مي‌شود و عامل وراثتي كمتر در آن نقش دارد.

دكتر يوسفي اختلال در كاركردهاي مغز نظير حافظه را از علايم شايع آلزايمر عنوان كرد و افزود: افرادي كه دچار آلزايمر مي‌شوند مسائل ساده نظير خوردن صبحانه را فراموش مي‌كنند و علايم آنها از فراموشي‌هاي ساده، موضعي و محدود شروع مي‌شود به طوري كه با ادامه اين روند فراموشي‌ها افزايش مي‌يابد به گونه‌اي كه تقويم، شب و روز، اسامي نزديكان و اطرافيان را نمي‌شناسند.

دكتر يوسفي در مورد شيوع اين بيماري بين زنان و مردان خاطرنشان كرد: بيماري آلزايمر در زنان به دليل اينكه طول عمر آنها نسبت به مردان بيشتر است شايع‌تر است.

وی همچنين به تفاوت بين فراموشي‌هاي معمولي و آلزايمر اشاره كرد و گفت: فراموشي يك علامت است كه مي‌تواند در بسياري از زمينه‌ها نظير استرس، فشار كاري، خستگي و افسردگي ايجاد شود كه در اين شرايط فرد نمي‌تواند تمركز كرده و مسائل را به خاطر بسپارد اما آلزايمر يك بيماري است كه مهم ترين عارضه آن اختلال در حافظه است. در فراموشي‌هاي معمول شخص متوجه فراموشي خود مي‌شود ولي در آلزايمر شخص مسايل را فراموش و متوجه فراموشي خود نيست.

وي با تاكيد بر اينكه تاكنون هيچ راه قطعي براي پيشگيري از بروز آلزايمر وجود ندارد، اظهار كرد: بر اساس مطالعات انجام شده هر چه فعاليت‌هاي فكري و مغزي انسان نظير مطالعه، حل جدول و محاسبات بيشتر باشد احتمال بيماري آلزايمر كمتر است.

دكتر يوسفي ادامه داد: تغذيه سالم، ورزش و پرهيز از استعمال دخانيات نظير سيگار و غيره از ديگر عوامل اصلي محافظت كننده حافظه در برابر آلزايمر است.

اين روانپزشك در خصوص تشخيص بيماري آلزايمر تاكيد كرد: تشخيص قاطع آلزايمر تنها از طريق بررسي بافت مغزي قابل انجام است. با توجه به اينكه امكان اين بررسي در فرد زنده وجود ندارد در حال حاضر آلزايمر از طريق شرح حال بيمار و يكسري بررسي‌هاي آزمايشگاهي (براي تشخيص ساير علل احتمالي مشكلات مغزي) و تصويربرداري‌ها نظير ام آر آي صورت مي گيرد.

وي درباره درمان آلزايمر اظهار كرد: متاسفانه هنوز درمان موثري براي اين بيماري وجود ندارد ولي امروزه با تجويز داروهاي خاصي مي توان تا حدودي سرعت پيشرفت بيماري در افراد را كاهش داد.

اين روانپزشك توجه به دو نكته در مورد خانواده و بيماران آلزايمر را ضروري دانست و گفت: اول اينكه اطرافيان و خانواده بيماران آلزايمر در طول زمان و در اثر فشارها و استرس‌هاي ناشي از مراقبت از بيماران مزمن، ممكن است دچار فرسودگي رواني و افسردگي شوند كه لازم است مراقبان و خانواده‌هاي اين بيماران به سلامت جسمي و بهداشت رواني خودشان نيز توجه داشته باشند و راه هايي براي كاهش تنش و حفظ سلامتي رواني خود بينديشند.

دكتر يوسفي در پايان تاكيد كرد: نكته دوم در خصوص اين بيماران مسائل قانوني آنها است كه وقتي به عنوان كارشناس روان پزشكي در سازمان پزشكي قانوني با مواردي از بيماران آلزايمري رو به رو مي‌شويم كه متاسفانه به دليل ناتواني از قضاوت و كاركرد مناسب ذهني مورد سوء استفاده‌هاي مالي و حقوقي قرار مي‌گيرند از اين رو ضروري است اگر احتمال ايجاد مشكلات حقوقي و مسايل قانوني براي اين بيماران وجود دارد حتما با مشاوران و وكلاي خود تماس بگيرند.

انتهاي پيام

خبر جمع آوری سیگارفروشی از روزنامه فروشی ها خبر خوبی است.البته معلوم نیست در عمل چقدر این کار به واقعیت بپیوندد...امید که قانون در کنار آگاهی جامعه به کاهش مصرف دخانیات بیانجامد...

مطالعات نشان داده مداخلات خانوادگی می تواند کمک کند کودکان و

نو جوانان  کمتر به سمت مصرف تنباکو و سیگار بروند.این مداخلات

لزوما رفتاری با زور گویی نیست بل که والدگری با اقتدار است به این

معنا که پدر و مادر علاقه مندی خود را به مراقبت از فرزندان با برقرار

ساختن مرزها و قوانین مشخص نشان می دهند در حالی که والدگری

مستبدانه با روی کرد"چیزی را که می گویم

 انجام بده..." معلوم می شود.

به همین ترتیب معلوم شده که والدین با بهبود روش های تربیتی،

روشن و ثابت ساختن محدودیت ها و نیز با بحث  درباره ی مواد و مسایل

در پیوند آن در پیشگیری از مصرف مواد موفق بوده اند.

بر این اساس،نگاه و برنامه ریزی برای  خانواده ها  نقش بالایی در

پیش گیری از مصرف مواد و مشکلات آن چون مشکلات تحصیلی،

شغلی و اجتماعی  افراد جوان ایفا می کند.

پیوند به منبع این مطلب

آموزش در مدارس را جدی بگیریم

 

بچه‌خلاف‌های این روزهای دبیرستان‌های تهران با گذشته فرق دارند. آن وقت‌ها که دختر و پسرهای دبیرستانی بزرگ‌ترین خلافشان دیر آمدن به مدرسه بود و ‌نهایتا فرار از روی دیوارها برای دور دور کردن خیابان‌های اطراف. بچه‌خلاف‌های دبیرستانی اما اگرچه تعدادشان زیاد هم نباشد ولی با همین چند‌سال پیش هم فرق دارند.

به گزارش ایسنا حمیدرضا حاجی‌بابایی، وزیر آموزش و پرورش دولت دهم وقتی خبرنگار‌ها دورش را گرفتند و از او درباره تعداد دانش‌آموزان معتاد پرسیدند، گفت «دانش‌آموز معتاد؟ نداریم» و بعد صورتش را به ضبط صوت‌های آنها نزدیک‌تر کرد و گفت: «نداریم. دانش‌آموزی که معتاد باشد که دیگر دانش‌آموز نیست.»

بعد‌ها که دولت عوض شد، حرف آقای وزیر جدید هم‌ همان بود: «دانش‌آموز معتاد نداریم. اگر هم کسی معتاد باشد، در خانه معتاد شده و بعد دانش‌آموز شده.» و حرف آقای معاون جدید سلامت وزیر هم‌ همان بود، وقتی در گفت‌وگویی گفت: «من نمی‌گویم که در مدرسه معتاد نیست، می‌گویم دانش‌آموزی که معتاد است، معتاد بوده و آمده به مدرسه. بیشتر دانش‌آموزانی که مواد مصرف می‌کنند، از بیرون مدرسه دچار این آسیب شده‌اند.»

اما پسرانی که زیر نگاه بچه‌درس‌خوان‌های کلاسشان، الکل مصرف می‌کنند و در خیابان مست می‌کنند و دخترانی که بعد از کلاس حرفه و فن، وقتی دامن‌هایشان را دوختند، در دورهمی‌هایشان مواد می‌زنند، نه به حرف‌های آقای وزیر قدیم کاری دارند، نه اخبار سخنرانی‌های وزیر جدید و معاونانش را دنبال می‌کنند؛ آنها کار خودشان را می‌کنند، راه خودشان را می‌روند

 

 

به گفته علی‌اکبر سیاری معاون وزارت بهداشت، در حال حاضر در ایران حدود ۷,۷ میلیون نفر مصرف‌کننده انواع مواد دخانی هستند.

 

سالانه حدود ۱۰ هزار میلیارد تومان در ایران هزینه مصرف دخانیات می‌شود.

به گزارش خبرآنلاین، چهاردرصد از کل مرگ و میر بالای ۳۰ سال، به مصرف دخانیات نسبت داده شده است.

علی‌اکبر سیاری معاون وزیر بهداشت گفت: «سرطان‌های سر و گردن، دستگاه گوارش، دستگاه ادراری، سرطان خون و سرطان‌های زنان، بیماری‌های قلبی عروقی، بیماری‌های مزمن تنفسی و مشکلات مرتبط با باروری و سقط جنین از عوارض استعمال دخانیات محسوب می‌شود.»

سیاری با اشاره به افزایش بیش از دوبرابری مصرف قلیان در سال جاری در مقایسه با دوره‌های قبل گفت: «در حال حاضر در ایران حدود ۷.۷ میلیون نفر مصرف‌کننده انواع مواد دخانی هستند و چهار درصد از کل مرگ و میر بالای ۳۰ سال، به مصرف دخانیات نسبت داده شده است.»

سالانه حدود ۱۰ هزار میلیارد تومان در ایران هزینه مصرف دخانیات می‌شود.

معاون وزیر بهداشت، ضمن اشاره به مشکلات اجتماعی ناشی از مصرف قلیان در جامعه گفت: «ارزش دانستن مصرف قلیان، ضعف آگاهی لازم از مضرات آن و همچنین استفاده از قلیان به عنوان یک وسیله تفننی و تفریحی، از یک سو و وجود نگاه اشتغال‌زایی ناشی از مصرف قلیان از سوی دیگر، در کنار ضعف هماهنگی‌های بین بخشی، باعث شده هر روز تعداد بیشتری از افراد جامعه بخصوص جوانان به مصرف قلیان گرایش داشته باشند.»

سیاری ضمن تاکید بر لزوم افزایش قیمت و مالیات سیگار گفت: «افزایش ۱۰ درصدی مالیات دخانیات باعث کاهش چهار درصدی مصرف دخانیات و کاهش هشت درصدی مصرف این کالا می‌شود. ضمن اینکه افزایش مالیات دخانیات به طور ویژه‌ای با کاهش مصرف جوانان و افراد بی بضاعت همراه است.»

این مقام مسئول تاکید کرد که «الصاق تصاویر هشداردهنده روی پاکت‌های سیگار»، «محدودیت دسترسی به دخانیات» و «افزایش سطح آگاهی‌های عمومی» ازجمله نکات ضروری برای کاهش استعمال دخانیات است.

 

«افزایش سطح آگاهی‌های عمومی» ازجمله نکات ضروری برای کاهش استعمال دخانیات است.

بر اساس اصل هشتم قانون جامع کنترل و مبارزه ملی با دخانیات که در سال ١٣٨۵ تصویب شده است، «هر ساله از طریق افزایش مالیات، قیمت فرآورده‌های دخانی به میزان ١٠ در صد افزایش می یابد. دو درصد از سرجمع مالیات مأخوذه از فرآورده‌های دخانی واریزی به حساب خزانه‌داری پس از طی مراحل قانونی در قالب بودجه‌های سنواتی در اختیار نهادها و تشکل‌های مردمی مرتبط به منظور تقویت و حمایت این نهاد‌ها جهت توسعه برنامه‌های آموزشی، تحقیقاتی و فرهنگی در زمینه پیشگیری و مبارزه با استعمال دخانیات قرار می‌گیرد».

با مقایسه قیمت سیگار در سال ١٣٨۵ با قیمت آن در سال ١٣٩٣ می توان به افزایش بهای سالانه ١٠درصدی این محصول رسید، اما بخش اصلی این افزایش قیمت، نه به دلیل افزایش مالیات، بلکه به خاطر تورم سنگین این سال‌ها بوده که به خودی خود مثل تمامی محصولات و خدمات دیگر روی قیمت سیگار هم تأثیر گذاشته است.

پیگیری آمارهای سال‌های گذشته نشان می‌دهد این افزایش ١٠ درصدی مالیات متأسفانه در بسیاری از سال‌ها یا صورت نگرفته یا به مقداری کمتر صورت گرفته است.

بهزاد دماری، رئیس واحد بیماری‌های غیرواگیر وزارت بهداشت در مصاحبه ای با خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) گفته است: «عملکرد ماده هشت قانون در زمینه افزایش ١٠ درصدی قیمت سالانه از طریق افزایش مالیات معلوم نیست. سیگار در کشور ما بسیار ارزان است اگر این ماده قانونی اجرایی می‌شد الان هر پاکت سیگار باید ١۵ تا ٢۵ هزار تومان و حتی بیشتر باشد.»

حجم وسیعی از سیگارهای وارداتی به داخل ایران اما از طریق قاچاق است. در نتیجه امکان نظارت بر این بخش و دریافت مالیات از فروشندگان وجود ندارد.

 

قلیان و سرطان و این جامعه که نیاز به هشدار متخصصان دارد...

 

بیش از 4 هزار نفر از چهره‌های سرشناس و برجسته حوزه سلامت در کشور از جمله متخصصان بیماری‌های ریه و سرطان، متخصصان اپیدمیولوژی، مسئولان سابق ارشد حوزه سلامت و اعضای کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی، اساتید دانشگاه علوم پزشکی کشور طی نامه ای خطاب به حسن روحانی رئیس جمهور ایران ضمن ابراز نگرانی از مصرف بی رویه قلیان در کشور و سونامی سرطان ناشی از آن در خواست کردند تا بر اساس قوانین موجود جلوی گسترش روز افزون این پدیده خانمان سوز گرفته شود.

احتراما چنانچه استحضار دارید سرعت رشد ابتلا به سرطان در کشور به شکل قابل توجهی افزایش یافته است و کشور ما بالاترین روند رشد ابتلا به سرطان را در دنیا داراست، 30 تا 35 درصد علت سرطان ها به عوامل خطری باز می گردد که علت اصلی آن دخانیات است و 30 درصد مرگ های ناشی از سرطان مستقیما با دخانیات در ارتباط است. هر چند مبارزه با دخانیات به یک خواست جهانی بدل گشته و حتی قانون جامع کنترل و مبارزه ملی با دخانیات در کشور تصویب و ابلاغ شده است، اما متاسفانه گام های عملی و متقنی که توانسته باشد مانعی بر توسعه مصرف سیگار و قلیان درکشور بویژه در بین جوانان باشد، هنوز مورد انتظار خیر خواهان عرصه سلامت کشور است. قلیان تفریحی است که هر روز فاصله جوانان را با مرگ و نیستی کمتر می کند و آنان را به ورطه فلاکت می کشاند.

بر اساس گزارش سازمان جهانی بهداشت، سالانه پنج میلیون نفر به دلیل مصرف قلیان می ‌میرند و آخرین آمار منتشر شده از سوی وزارت بهداشت نیز گویای آن است که 15 درصد جوانان 13 تا 15 سال در کشور مصرف کننده قلیان هستند و سالانه در مجموع 35 هزار تن تنباکو در کشور دود می شود. هر چند این تحفه استعماری در طول تاریخ در زندگی اجتماعی ایرانیان ریشه دوانیده است و لیکن امروزه توسعه این ناهنجاری با توجه به مضرات فوق العاده ای که برای سلامت آحاد جامعه ایجاد نموده است به عنوان یک معضل اجتماعی شناخته می شود و می توان گفت قلیان دروازه ورود نوجوانان به مصرف سایر مواد دخانی است و شیوع مصرف قلیان در بین حدود 37 درصد از نوجوانان و جوانان کشور، خطری جدی برای سلامت این نسل است.

هر چند مصرف سیگار ساده تر و شیوع آن بیشتر از قلیان است اما میزان منوکسید کربن وارد شده به بدن انسان در اثر استعمال قلیان شش برابر سیگار و میزان عامل سرطانی قلیان46 برابر بیشتر از سیگار است. میزان دیگر عوامل سرطانی مانند "آرسنیک" در قلیان چهار برابر سیگار و "سرب" در قلیان 202 برابر سیگار است و تجارت انواع تنباکوها با رنگ و بوی مختلف از اسانس های گوناگون از یک طرف و فروش و نمایش انواع قلیان های داخلی و خارجی از کیفی تا جیبی از طرف دیگر سبب شده است که آثار زیانبار این عامل دخانی دوصد چندان گردد.

بیماریهای عفونی واگیردار (در اثر استفاده مشترک از شیلنگ قلیان) و افزودن الکل یا داروهای روانگردان به تنبا کوی قلیان، افزایش شدید نیکوتین پلاسما و ضربان قلب و خطر ابتلا به سرطان دهان، مثانه و ابتلا به آسم، حساسیت آلرژیک و سل ریوی از دیگر ره آوردهای این تحفه استعماری است. / منبع انتخاب


سازمان بهداشت جهانی اعلام کرد

سیگار، سالانه جان ۶ میلیون نفر را می‌گیرد


سازمان بهداشت جهانی اعلام کرد که سالانه 6 میلیون نفر بر اثر دود سیگار فوت می‌کنند.

به گزارش خبرنگار اجتماعی فارس به نقل از العربیه، سازمان بهداشت جهانی اعلام کرد: سیگار کشیدن در کشورهای با درآمد کم و متوسط جان حدود 6 میلیون نفر را در هر سال می‌گیرد.

سازمان بهداشت جهانی همچنین اعلام کرد در صورتی که روند این تعداد مرگ و میر در خصوص استفاده از توتون و تنباکو ثابت بماند در سال 2030 این رقم به 8 میلیون نفر هم می‌رسد.

این گزارش افزود که حدود 80 درصد از پیش‌بینی‌ مرگ و میر‌ها برای سال 2030 در کشورهای با درآمد کم و متوسط مربوط به تنباکو باشد.

دکتر «مارگارت چان»، مدیر کل سازمان بهداشت جهانی گفت: هر کشور در قبال حفاظت از جمعیت خود از بیماری‌، ناتوانی و مرگ مرتبط با دخانیات مسئول است.

بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهانی، در میان کشته‌شدگان در سال جاری 5 میلیون نفر مصرف کننده توتون و تنباکو بودند در حالی که بیش از 600 هزار نفر بعلت در معرض دود سیگار قرار گرفتن فوت کرده‌اند.

اعتقاد بر این است، استفاده از دخانیات به مرگ 100 میلیون نفر در قرن بیستم منتهی شده است.

در این گزارش اشاره شده است که 2.3 میلیارد نفر از 92 کشور، بیش از 2 برابر تعدادی که در 5 سال پیش فوت‌کرده بودند از انواعی از محدودیت‌های سیگار کشیدن بهره‌مند شدند.

با این حال، این رقم همچنان فقط یک سوم از جمعیت جهان را نشان می‌دهد.

 

یادآوری برخی نکات

 

مایل هستم چند نکته را درباره ی سوء استفاده از مواد یادآوری کنم...به گمانم

 

این موضوع از چنان اهمیتی برخوردار است که می باید دایما و با روش ها و

 

راهبردهای مختلف به مقابله با آن پرداخت.

 

-       وابستگی و سوء مصرف مواد موضوعی شایع و عمومی است...مرگی نیست

 

که به همسایه مرتبط باشد...به اطرافیان خودمان هم توجه کنیم.

 

-       برای پدران ومادرانی که سیگار یا چیزهای دیگر مصرف می کنند این یادآوری

 

اهمیت دارد که آنها نه فقط برای فرزندان خود بلکه برای گروه وسیعی از

 

کودکان و نوجوانان که شاهد آنها هستند و چه بسا ،بدون آگاهی خودشان،

 

ایشان را الگو قرار داده اند،سرمشق رفتاری اند.اگر به سیگار کشیدن یا

 

هر فعالیت دیگرشان از این منظر بنگرند،مناسب خواهد بود که تجدید

 

نظری در کارشان کنند یا حداقل در انظار عمومی به این کار نپردازند.

 

-       مصرف تفننی در گروه بسیاری راه ورود به مصرف دایمی است...

 

-       قطع مصرف مواد باعث سکته ی قلبی نمی شود...باور کنید!

 

-       قیافه ،موقعیت،پوشاک و نوع سخن گفتن افراد وابسته به مواد معمولا تابلو

 

نیست...یعنی از روی ظاهر به سختی می توان درباره ی مصرف مواد

 

نظر داد.

-       از سوی دیگر،درمان سوء مصرف مواد همواره مفید است،نه به معنای

 

آن که ساده یا به سرعت به دست می آید...از آن جهت که حرکت در

 

مسیری درست و پاداش هایی باارزش است.

 

-       ممکن است بی کاری،مشکلات خانوادگی،فشارهای مختلف اجتماعی

 

افراد به توجیه  مصرف مواد خود بکشاند...اما فراموش نکنیم که این ها

 

همه توجیه اند...مصرف مواد را نمی توان توجیه یا توصیه کرد.

 

-...

 

هرچند بعید می دانم گرداننده های دکه های روزنامه فروشی یا مانند

 

آنها،اهل وبلاگ خواندن باشند اما دوست دارم از تلخی تجربه ی دیدن

 

جوانان و حتا نوجوانانی بگویم که هر روز در برابر چنین دکه هایی به

 

خرید سیگار می پردازند...تلخ است...به راستی آیا آن فروشنده مسئولیتی

 

ندارد؟

 

آیا سود اقتصادی می تواند توجیه گر فروش سیگار،لااقل به گروه

 

سنی جوان باشد؟

 

13/2/92

 

 

ارتباط مصرف حشیش با افت کارکرد مغزی و هوشی

 

براساس مطالعه ای که اخیرا منتشر شده مصرف مداوم حشیش به ویژه

اگر از دوران نوجوانی آغاز شود منجر به نقایص عصبی روانی در میان سالی

می گردد.

محققان گروهی 1000 نفره از نیوزلند را زیر نظر گرفته پیگیری کردند.مصرف

حشیش در افراد بررسی و از 18 سالگی تا 38 سالگی  به طور متناوب دنبال

و ارزیابی شد.آزمون هوشی در طول دوران کودکی ونوجوانی و نیز 38 سالگی

انجام گرفت.

مصرف حشیش لااقل چهار روز در هفته با افت کارکرد عصبی روانی در 18

 سالگی  همراه بود.افت توان هوشی به ویژه در نوجوانانی که وابستگی به

حشیش داشتند بارزتر بود.

به گفته ی یکی از محققان در این مطالعه ثابت می شود باور عده ای مبنی

بر آن که حشیش تنها یک ماده ی تفریحی و فاقد اثرات منفی است رد

می شود به خصوص اگر توجه کنیم مواردی از اختلالات شدید روانی با

مصرف حشیش ارتباط پیدا می کنند.

 

مرجع این مطلب:

PNAS article (Free abstract)

Background: Journal Watch Pediatrics and Adolescent Medicine summary on cannabis and psychosis

مسئولیت همه ی افراد در شیوع مصرف سیگار

دوستانی که به کشورهای فرنگ رفته اند تعریف می کنند که مصرف سیگار در آن جا هابه شدت و وفور مملکت گل و بلبل ما نیست.حتی تدابیری دیده شده تا مصرف این

ماده ی بیماری زا و زمینه ساز بسیار مشکلات از جمله اعتیاد حالت ناخوشایند و نامطبوع بیابد.

در این جا اما از این خبرها نیست.دولت خدمت گزار که در کار سیاسی کاری و جنگ قدرت است.جامعه ی مدنی نزار و بی حال ما هم چندان فعال نیست...

به گمان من خوب است تلاش کنیم

-        هرجا که می توانیم در تاکسی ،مغازه ...با مصرف سیگار مخالفت کنیم

-        درباره ی عقب ماندگی جامعه ی ایرانی در جلوگیری از رشد مصرف سیگار به بحث بپردازیم

-        یادآوری کنیم که در مصرف کننده گان جوان، سیگار ممکن است دروازه ی ورودی مصرف مواددیگر باشد

-        اگر فروشنده ی مغازه یا روزنامه فروش و دکه دار هستیم به مسئولیت خود در فروش سیگاربه ویژه به مصرف کنند ه گان جوان واقف باشیم...

و البته هزار راه نرفته ی دیگر.

وابستگی به سیگار از شدیدترین انواع اعتیاد است

زیرا

·        متاسفانه سیگار به شکل غیرقابل باوری در دسترس است

·        به سرعت تاثیر می کند

·        عوامل محیطی تحریک کننده مصرف در آن زیاد است

·        امکان استفاده از آن در اکثر موقعیت های زندگی وجود دارد

بنابراین به نظر می رسد باید در جهت کاستن یا کم رنگ کردن عوامل مصرف سیگار حرکت کرد.تجربه ای که در کشورهای دیگر امتحان شده است/دسترسی به سیگار محدود شود/تبلیغات محیطی کم شود (درجامعه ی ما با کمال ناراحتی فقدان آگاهی بخشی درمورد اثرات سوء سیگار به طور واضحی محسوس است)/و البته محدودیت مصرف سیگار در محیط های اجتماعی که لازم است با جدیت بیشتری پیگیری شود.

 

60 میلیارد نخ ... و باقی قضایا

1- مصرف سالانه ی سیگار در ایران بالای 60 میلیارد نخ است.

2- شیوع مصرف سیگار در جوانان در حال افزایش است.

3- مصرف سیگار در دختران و زنان در حال افزایش است...

...

همه چی آرومه، ما چقدر خوش بختیم!

ارتباط خوب: کلید مسئله

نکته ی مهمی که خانواده ها  همواره در برخورد با فرزندان و جوانان خود نیاز دارند

و ثابت شده که برای پیشگیری از مصرف مواد و اعتیاد موثر است،ارتباط خوب و

موثر با ایشان است.

این ارتباط مانند هر ارتباط خوب دیگری همراه با توجه،احترام،گوش کردن و شفاف و روشن

صحبت کردن است.در یک ارتباط خوب و مناسب،می توان از میزان آگاهی جوانان و اطلاعات

غلط آنها خبردار شد و به سوالات و ابهام های شان پاسخ داد.

تصور نکنید مطرح کردن مسئله ی مواد باعث از بین رفتن حریم ها یا تشویق بچه ها به

تجربه آن ها می شود.جامعه و رسانه های آشکار و پنهان دیرزمانی است که به اطلاع رسانی

درست و غلط خود در این زمینه دست یازیده اند.

از فرصت ها و دور هم بودن ها برای آموزش و آگاهی رسانی جوانان سود بجوییم!

سیگار:  اعتیاد شایع و بدون شرم

هر روز صبح،هنگام خرید روزنامه دیدن جوانان کم سن و سال،محصل یا دانشجو که برای خرید سیگار

جلوی باجه ی روزنامه فروشی ردیف می شوند،غم سنگینی را همراهم می کند.آنها که غالبا زیر بیست سال

سن دارند با اشتیاقی که قابل درک نیست،سیگار را می خرند و سریعا آتشی می گیرند و دود سیگار را به

سوی جامعه ای که بیکاری و نومیدی و تلخ اندیشی فضایش را مسموم کرده ،فوت می کنند.

مقصر کیست؟اگر کسی مقصری برای آمار بالای جرم و جنایت و اعتیاد در جامعه ی امروز ایران یافت، همان

را به عنوان مقصر این مسئله هم معرفی کند.اما مقصری یافت نمی شود.گاهی انگار اساسا مسئله و مشکلی

به نام اعتیاد و سومصرف مواد ،اینجا سیگار ، دیده نمی شود.

با این یادداشت می خواهم این معضل یعنی مصرف روزافزون سیگار  به ویژه در گروه جوانان را برجسته

و یادآوری کنم سیگار و هم بسته ی آن ، سیگاری(حشیش) دروازه های شناخته شده به سوی مصرف

مواد مخدر و صنعتی هستند.

الگوی فرزندپروری  و اعتیاد

چند وقت قبل مطلب جالبی خواندم در روزنامه ی شرق از یک همکار روان پزشک،دکتر سامان توکلی که استاد دانشگاه هم هست درباره ی الگوهای فرزند پروری در ایران امروز.به گمانم نکات مفیدی داشت و ارزش ذکر کردن دارد.(البته من برداشت خودم را از آن نوشته بیان می کنم و نه خود آن را). نسل های قبل سخت گیری های خاصی به فرزندان داشتند.کمتر اجازه ابراز وجود به آنها می دادند.کم نبودند والدینی که از ضرب و شتم یا حداقل توهین و تحقیر بچه ها با افتخار یاد می کردند و می خواستند با روش هایی که امروزه به نام سو رفتار با کودکان می شناسیم،بچه ها را ادب کنند تا آنها آدم بار بیاورند.نتیجه، نسل امروز ماست که زخم خورده از آن تحقیر و توهین ها و نرسیدن به بسیاری آمال و آرزوهای کودکانه،در مقام پدر و مادر از هیچ مرحمت و لطفی در حق کودک خود دریغ نمی کنند.اصلا نمی خواهند آب در دل بچه شان تکان بخورد.تمام خواسته های ایشان را برآورده می کنند و زندگی را عرصه ای برای شادی و موفقیت همیشگی برای او می خواهند.البته همه ی ما آرزومند چنین زندگی ای هستیم.و صد البته والدین ناآگاه گذشته بسیار در برخورد با فرزندان شان قابل سرزنش بودند لا اقل از نظر چنان سو رفتارهایی.اما واقعیت آن است که زندگی همیشه موافق میل ما نیست.شکست و ناکامی بخشی از هستی و زندگی آدمی است.نسل امروز ظاهرن در آموزش این مسئله به جوانان خود کوتاهی کرده است.جوان امروز تمام عالم و آدم را در اختیار خود و خدمت خود می خواهد.شکست و ناکامی را تاب نمی آورد و وقتی وارد جامعه شد و از شرایط گل خانه ای خانوده خارج شد،در کوران واقعیت ها ی جامعه سرخورده می شود. و برای جبران و سازش با مشکلات و ناکامی به سراغ تسکین خود به مواد می رود...و اعتیاد شکل می گیرد به عنوان راه سازگاری یا روشی برای فراموشی شکست و ناکامی. شکی نیست که نباید الگوی غلط فرزند پروری تمام توجیه روی آوردن نسل امروز به مواد شمرده شود.مشکلات اقتصادی،مسایل فرهنگی و حتی جهانی شدن و بسیار علل دیگر در شیوع وابستگی به مواد موثرند. اما یادمان باشد به عنوان پدر و مادر همواره از خود سوال کنیم آیا فرزندم را به گونه ای پرورش می دهم که بتواند مستقل و متکی به خود زندگی کند و با مسایل و مشکلات زندگی کنار بیاید؟آیا برای زندگی که قرار بر آسانی ندارد،آماده است؟ سوال مهمی است.فراموش نکنیم! 12/آبان /89

درباره ی الکل

خبری خواندم درباره ی اعتیاد به الکل در ایران.بنابه تحقیقی که از آقای دکتر رفیعی ذکر شده

بود،حدود 200 هزار نفر در ایران به الکل وابستگی دارند.مسلما مانند خیلی از آمارهای دیگر

این عدد هم جای پرسش دارد ولی منظور من اشاره به مسئله ی مهم تری است:

متاسفانه در کنار وابستگی به سایر مواد،وابستگی به الکل و عوارض جسمی و روانی آن

مورد غفلت واقع شده است.شخصا افراد زیادی در میان مراجعین خود می بینم که برای

خود درمانی اضطراب شان ،به مصرف الکل به طور مرتب می پردازند.می خواهم به 2 نکته تاکیدکنم:

به الکل و وابستگی آن حساس باشیم!

و این باور غلط را که مصرف الکل می تواند جایگزین و بهتر از سایر مواد باشد،رها کنیم!

به عنوان پدر و مادر، چگونه فرزندمان را از مصرف مواد دور نگاه داریم؟

 

امروزه مصرف تنباکو (سیگار و قلیان) الکل و مواد دیگر جزو بزرگ ترین وسوسه ها برای جوانان است.شما می توانید حامی  خوبی بر علیه مصرف مواد در جوانان باشید.شروع کار می تواند این گونه باشد که به آنها بگویید انتظار دارید که ایشان از هرگونه موادی پرهیز کنند و درباره ی هر مصرفی نیز به شما اطلاع دهند.

نکات یادشده در زیر می تواند به ما کمک کند تا در نه گفتن به مواد به فرزندمان یاری برسانیم:

* درباره ی مواد با جوانان خود صحبت کنید: افراد جوان ممکن است به واقعیت های مربوط به مواد آگاه نباشند و فقط بخواهند ببینند که این مواد چه چیزی هستند.خودتان را به آگاهی مسلح کنید و سپس درباره ی مواد و اثرات زیان بار آنها با فرزندان تان صحبت کنید.می توانید از مقالات و فیلم های موجود کمک بگیرید و حتی با هم به تماشای آنها بنیشینید.اجازه دهید آنها سوالات و درگیری های ذهنی خودشان را با شما در میان بگذارند.شنونده ی خوبی باشید و به خوبی گوش فرادهید.از فرزندانتان بپرسید درباره ی  مواد و عوارض مصرف مواد چه فکر می کنند.

* به فرزندان تان کمک کنید تا فشار هم سالان (peer pressure )را مدیریت کنند: هم سالان و دوستان تاثیر قدرت مندی بر نوجوانان و جوانان درامتحان کردن مصرف مواد دارند.به عنوان پدر یا مادر،تاثیر شما نیز می تواند از قدرت مشابه ای برخوردار باشد و به آنها کمک کند مستقل عمل کنند و دربرابر رفتارهای ناسالم همسالان کوتاه نیایند.ُبه آنها بگویید گاهی  نه گفتن به خواست دیگران خوب است و نشانه ی رشد و فهمیده بودن آدم هاست .این که قرار نیست هرکارکه دیگران کردند ما هم انجام دهیم. یک جواب خوب که فرزندان ما می توانند یاد بگیرند تا در برابر فشار هم سالان بگویند این است:

" نگاه کن! من نمی خوام مخم را با این مواد خراب کنم چون برای درس خوندن لازمش دارم! " یا

 " خانواده ام اگه بفهمن من چنین کاری کردم خیلی با من بد می شن"  یا خیلی ساده تر

 " ببین من این کاره نیستم! دور منو خط بکش!"

 و پس از گفتن جواب هایی از این قبیل محل را ترک کنند.می توانید چنین موقعیت هایی را با جوانان خود تمرین کنید. البته اگر یک دوست این مواد را پیشنهاد کند،کار سخت تر می شود.اما راهکار مشابه است با این تبصره که می توان به دوست گفت

" من این کار تو را نمی پسندم .امیدوارم در انتخاب تو به عنوان دوست اشتباه نکرده باشم."

 این جواب نشان می دهد که شخص مصرف مواد را رد می کند و نه لزوما خود دوست  را.

* به ایشان کمک کنید تا با عواطف خود کنار بیایند:در سال های نوجوانی ،افراد برای اولین بار با عواطف و هیجان های شدیدی رو به رو می شوند.با این هیجان ها به دشواری می توان مقابله کرد و امکان دارد که شخص در مواجهه با آنها دچار افسردگی یا اضطراب شود و برای فرار از این حالت های ناخوشایند به مصرف مواد رو بیاورد.مهم است که با فرزندتان درباره ی مسایل و مشکلاتی که دارد بتوانید صحبت کنید.به آنها بگویید که همه ی انسان ها گاهی چنین حالت هایی را پیدا می کنند. هر شخصی ،چه جوان و چه میان سال یا مسن،لازم است یاد بگیرد که چگونه با این عواطف کنار بیاید و به  واسطه ی روش های  سالمی  این زمان های سخت را پشت سر بگذارند.به ایشان اطمینان دهید که روزگار را پستی و بلندی بسیار است و تجربه نشان داده که هیچ وضعیت بد و دشواری همواره پایدار و ماندگار نبوده است.و باید به یاد داشت مصرف مواد هیچ تاثیر ی در رفع مشکلات ندارد و چه بسا خود به مشکل تازه ای تبدیل شود.

* اعتماد به نفس ایشان را تقویت کنید:معمولا فراموش می کنیم که باید به فراوانی و آشکارا توانایی ها و نقاط قوت فرزندان مان را تحسین کنیم.آنها را تشویق کنید تا برای خود اهدافی قرار دهند،تصمیم ها یی شخصی بگیرند و فعالانه برای رسیدن به اهداف شان بکوشند.با هر موفقیت فرزند شما  اعتماد به نفس بیشتری می یابد.سعی کنید هم تلاش ایشان را تشویق کنید و هم موفقیت شان را.طبیعی است یک درس ضمنی این تلاش ها این است که ممکن است قرین پیروزی نباشد ولی باز لازم است که تحسین و تایید شود.می باید همراه با مسئولیت پذیری ایشان،راهنمایی و حمایت شما نیز وجود  داشته باشد زیرا احساس اینکه کسی هست که به ایشان یاری برساند سبب احساس امنیت آنها می شود.به علاوه مسئولیت پذیری به یک معنا،قبول کردن این واقعیت است که همه ی نتایج مثبت یا منفی اعمال خود را نیز بپذیرند.این درس بزرگ را همه باید به خاطر بسپاریم که تنها دیکته ی نانوشته است که غلط ندارد،که اشتباه از اجزای ضروری هر پیشرفت و رشدی است.بنابراین در برابر اشتباهات جوانان خود نباید بیش از حد سخت گیر و اتتقادگر باشیم.

* ارزش های بزرگ را در روان فرزندان تان بدمید:ارزش هایی را که برای شما و خانواده تان مهم است به فرزندان خود بیاموزید.در دنیایی که عشق مال و منال و دروغ و فریبکاری سکه های رایج اند،بر درستی و پاکی تاکید کنید.البته مواظب باشید که به دام شعار نیافتید و سخنرانی های اخلاقی سر ندهید ولی یاد شان دهید که شرافتمندانه و انسانی زندگی کنند و برای رسیدن به هدف به هر وسیله ای دست دراز نکنند.طبیعی است اگر خودتان مطابق افکار شرافتمندانه زندگی کنید،خواهید توانست که به دیگران از جمله فرزندان تان زندگی ای این چنین را بیاموزید.

الگوی خوبی باشید:در ادامه ی نکته فوق باید متذکر شد که شیوه ی رفتاری و عملی ما در زندگی بسیار بیش از کلام و صحبت ما در فرزندان ما تاثیر گذار است.وقتی با برخورد به یک مشکل،سریع سیگاری روشن می کنید و با حرص به آن پک می زنید،صحبت از شیوه ی سالم روبه رو شدن با احساسات و استرس های منفی شوخی خواهد بود اگر نگوییم که فریب و ریاکاری است.از الکل یا تنباکو و سیگار پرهیز کنید.نگاه منفی به مواد را آشکارا در زندگی خود در پیش بگیرید.با افراد لاابالی و مصرف کننده و وابسته به مواد کمتر معاشرت کنید.از مجالس و مهمانی هایی که سوء مصرف مواد در آنها محتمل است، دوری کنید.از سوی دیگر به ورزش و تفریحات سالم بها دهید.فراموش نکنید که والدین همواره مهم ترین الگوهای فرزندان محسوب می شوند.

 

نشانی اصل مطلب:

http://www.aap.org/publiced/BR_SubstanceAbusePrev.htm

 

مصرف سیگار در دوران بارداری و سوء مصرف مواد در نوجوانان

مطالعات بسیاری ثابت کرده که مصرف سیگار در زمان بارداری باعث تولد نوزادان با

وزن کم می گردد.یافته ی جدید نشان می دهد که این مسئله می تواند باعث

شود که نوجوانان و جوانان این مادران آمادگی و احتمال بیشتری برای  سوء مصرف

دارند. این مسئله ناشی از تغییرات در ساختمان بافت مغزی فرزندان مادران سیگاری است.

البته بدون شک نوع تربیت و شرایط خانوادگی نیز در رانده شدن فرزندان این خانواده ها

 به سوی اعتیاد نقش دارد.

6 باور رایج غلط و خطرناک درباره اعتیاد

خبرگزاری مهر - گروه اجتماعی: با وجود همه آگاهی رسانی و تلاش برای نشان دادن چهره واقعی اعتیاد و معتاد در جامعه اما هنوز علت افتادن بسیاری از افراد در دام این بلای خطرناک نبود شناخت کافی و درست و یا شناخت نادرست از این مسئله است.

به گزارش خبرنگار مهر، داشتن باورها و تصورهای غلط از خطرات و عواقب اعتیاد موجب شده است تا بسیاری از افراد به دلیل همین نا آگاهی با آسان گرفتن این بحران پرخطر اجتماعی به راحتی در دام آن گرفتار شوند.

واقعیت این است که تعدادی از این باورهای غلط چنان در میان برخی از گروههای اجتماعی ریشه دار و بدیهی جا افتاده است که در پاره ای مواقع مخالفت با آنها غیر طبیعی می نماید.

به همین دلیل نیز رسانه ها و گروههای مرجع باید با پررنگ کردن خطر این باورها که عامل اعتیاد بسیاری از افراد است خطرات آن را برای جامعه و به ویژه گروههای در معرض خطر گوشزد کنند.  

در همین رابطه دکتر هومان نارنجیها مدیرکل پیشگیری و فرهنگی ستاد مبارزه با مواد مخدر در مطلبی که در اختیار خبرگزاری مهر قرار داده است بخشی از مهمترین این باورهای غلط را مورد اشاره قرار داده است.

1- با یک بار مصرف مواد کسی معتاد نمی شود!

تحقیقات نشان داده است مواد اعتیادآور به محض ورود به سیستم عصبی (حتی برای بار اول) برخی مراکز ترشح کننده دوپامین را در مغز خاموش می کنند. تصاویر MRI رنگی از مغز معتادان و مقایسه آن با افراد سالم نشان می دهد که افراد سالم، مغزی درخشنده با رنگ های متنوع دارند اما افراد معتاد از یک مغز خاموش با تصویری سیاه و تیره برخوردارند. علت این مسئله همان قطع ترشح دوپامین و سایر واسطه های شیمیایی در مغز است.

افراد مصرف کننده (پس از مصرف) با وسوسه به دنبال جایگزینی برای همان واسطه های از دست رفته هستند و این بی قراری و میل به مصرف تا زمان مصرف مجدد ادامه می یابد که این زمینه های اولیه اعتیاد است. پس می توان گفت: آری، حتی یک بار مصرف مواد مخدر نیز اعتیاد آور است.

2- مصرف تفننی مواد مخدر کسی را معتاد نمی کند

بسیاری از جوانان که مصرف مواد را آغاز می کنند بر این باورند که مصرف تفننی منجر به اعتیاد نمی شود و گمان می کنند

بسیاری از جوانان که مصرف مواد را آغاز می کنند بر این باورند که مصرف تفننی منجر به اعتیاد نمی شود و گمان می کنند می توانند سالها مواد را مصرف کنند و خوب و سرحال باقی بمانند. همین طرز تفکر و باور غلط، زمینه ساز اعتیاد است
  
می توانند سالها مواد را مصرف کنند و خوب و سرحال باقی بمانند. همین طرز تفکر و باور غلط، زمینه ساز اعتیاد است و بسیارند معتادانی که سالهاست مواد مصرف می کنند و شدت اعتیادشان افزایش یافته اما خود را معتاد نمی دانند.

اگر بتوانید جواب این سئوال را بدهید، می توانید ریشه های این باور غلط را نیز بشناسید. سئوال این است: همه می دانند اعتیاد بد است اما چرا جوانان معتاد می شوند؟

مشکل اینجاست که جوانان مصرف کننده گمان می کنند معتاد نیستند یا به نیت اعتیاد مواد را آغاز نکرده اند و این مصرف تنها جنبه تفنن دارد.

3-  مواد اعتیادآور برای افراد بالای 50 سال ضرر ندارد و مفید است!

این تصور باطل که مواد مخدر مانند تریاک، فرد را جوان نگه می دارد، قند خون و فشار بالای خون را درمان می کند، زمان روابط زناشویی را به تاخیر می اندازد و تقویت کننده قوای جنسی است پایه علمی و درستی ندارد.

چه بسیارند افرادی که با مصرف این مواد در روابط زناشویی دچار مشکل شدید هستند. معتادان فراوانی هستند که به دنبال سکته مغزی با قند خون بسیار بالا و فشار شدید خون در بیمارستانها بستری شده اند.

شاید در مصارف اولیه، مقداری قند خون یا فشار خون افت پیدا کند اما به یاد داشته باشیم که این مواد درمان محسوب نمی شوند. چه بسا که نوشیدن مقادیر زیادی آبلیمو نیز فشار خون را کاهش دهد، آیا می توان به یک بیمار قلبی تا آخر عمر برای درمان فشار خون وی آبلیمو داد؟ باید دانست که مواد مخدر برای هیچ بیماری درمان نیست.

 4- باید هر چیز را در زندگی یک بار تجربه کرد!

برخی افراد بر این باورند که هر خطری ارزش یک بار تجربه کردن را دارد. حال باید از آنان پرسید که اگر سوزنی آغشته به ویروس هپاتیت B یا ایدز داشته باشیم، حاضرند آن را یک بار وارد بدن خود کنند؟ آیا این افراد حاضرند با یک فرد مبتلا به

باید بدانیم هر فرد معتاد در هر جایگاهی که قرار گرفته است اگر معتاد نبود در جایگاهی صدها برابر بهتر قرار داشت. اگر معتادی را می شناسید که یک فروشگاه دارد، بدانید که اگر معتاد نبود پنج فروشگاه داشت
  
آنفولانزای خوکی یک بار روبوسی کنند؟

خطر اعتیاد آوری مواد مخدر نیز کمتر از مثالهای یاد شده نیست. پس نمی توان هر خطری را تجربه کرد. این عقل انسان است که با توجه به شرایط و در نظر گرفتن میزان خطر موجود، تعیین خواهد کرد که اقدامی انجام بشود یا نه.

پس اگر آن عقل سلیم وجود داشته باشد، باید بدانیم که حتی یک بار مصرف مواد مخدر اعتیادآور است و مصرف آن دستاوردی جز اعتیاد برای فرد به همراه ندارد.

5- مواد مخدر همیشه از سوی یک آدم خلاف کار با چهره ای خطرناک به من تعارف می شود!

باید بدانیم که داستان آغاز اعتیاد این طور نیست. معتادان بسیاری وجود دارند که اولین بار مواد را از پسرخاله، پسرعمو، یک دوست صمیمی یا یکی از بستگان و اعضای درجه یک خانواده دریافت کرده اند. این تصور که افراد ذکر شده هیچ وقت بد مرا

در مورد مصرف مواد مخدر به هیچکس نمی توان اعتماد کرد. باید بدانید که هر کس مصرف مواد مخدر را به شما پیشنهاد کند، دشمن شماست
  
نمی خواهند و اتفاقی برای من نخواهد افتاد، یکی از عوامل اولیه ایجاد کننده اعتیاد است.

در مورد مصرف مواد مخدر به هیچکس نمی توان اعتماد کرد. باید بدانید که هر کس مصرف مواد مخدر را به شما پیشنهاد کند، دشمن شماست. البته ذکر این نکته الزامی است که در بسیاری از موارد، افراد پیشنهاد دهنده نیز به علت ناآگاهی سعی می کنند این مواد را به نزدیکان خود پیشنهاد دهند اما غافل اند که این به معنای آغاز اعتیاد است و ناخواسته در حق نزدیکان خود دشمنی می کنند.

6- معتادینی وجود دارد که کارتن خواب و بیچاره نشده اند و حتی برخی از آنان از نظر اقتصادی و اجتماعی جایگاه خوبی دارند!

باید بدانیم هر فرد معتاد در هر جایگاهی که قرار گرفته است، اگر معتاد نبود در جایگاهی صدها برابر بهتر قرار داشت. اگر معتادی را می شناسید که یک فروشگاه دارد، بدانید که اگر معتاد نبود پنج فروشگاه داشت.

مواد موجود در بازار ناخالصی بسیار مانند پودر استخوان، خاک، فضولات حیوانی، پودر سمی سرب و لوله بازکن و ... دارند، پس کسی که این مواد را مصرف می کند به طور قطع آدم سالمی نیست. باید بدانیم، مواد مخدر در زندگی هر انسانی نقش ترمز و بازدارنده از موفقیت را دارد. تجربه نشان داده است که هیچکس با مصرف مواد مخدر حتی یک پله نیز بالا نرفته است.

آگاهی والدین و مربیان درباره مواد

 

برای درمان بهتر و موثر تر سوء مصرف مواد،نیاز به آگاهی والدین و مربیان و اهالی آموزش و پرورش با

این مواد و نشانه های ابتلای نوجوانان و جوانان هست.لازم هست همه بدانیم:

1-    سوءمصرف مواد شایع است.

2-    باور غلطی  در میان گروه جوانان هست که الکل و حشیش اعتیادآور نیستند.این باور را به چالش بکشید.

3-    سیگار،الکل و حشیش به عنوان دروازه های ورودی برای سایر مواد به شمار می روند(در یکی از مطالب قبلی نیز اشاره شده است).

4-    خیلی از اوقات سوء مصرف مواد نشانه و علامت خاصی ندارد.بنابراین به دنبال نشانه های تابلو و برجسته ی افراد معتاد در جوانان نباشید.

5-    هرگونه تغییر در رفتار و عملکرد روزانه را به عنوان هشدار در نظر بگیرید.تغییر در الگوی خواب و بیداری،تغییر در خورد و خوراک،تغییر در روابط دوستانه،غیبت از کلاس،افت تحصیلی و ...ممکن است نشان از ماجرای آغاز مصرف مواد باشد.

6-    البته علایم ونشانه های بالا در برخی بیماران روان پزشکی(بدون سوءمصرف مواد) نیز مشاهده می شود.از پزشکان و مشاوران باتجربه کمک بخواهید.

نوروز بمانید که ایّام شمایید!

نوروز بمانید که ایّام شمایید!
آغاز شمایید و سرانجام شمایید!

آن صبح نخستین بهاری که ز شادی
می آورد از چلچله پیغام، شمایید!

آن دشت طراوت زده آن جنگل هشیار
آن گنبد گردننده ی آرام شمایید!

خورشید گر از بام فلک عشق فشاند،
خورشید شما، عشق شما، بام شمایید!

نوروز کهنسال کجا غیر شما بود؟
اسطوره ی جمشید و جم و جام شمایید!

عشق از نفس گرم شما تازه کند جان
افسانه ی بهرام و گل اندام شمایید!

هم آینه ی مهر و هم آتشکده ی عشق،
هم صاعقه ی خشم ِ بهنگام شمایید!

امروز اگر می چمد ابلیس، غمی نیست
در فنّ کمین حوصله ی دام شمایید!

گیرم که سحر رفته و شب دور و دراز است،
در کوچه ی خاموش زمان، گام شمایید!

ایّام ز دیدار شمایند مبارک
نوروز بمانید که ایّام شمایید!

با فرزندان تان و دسته جمعی شام بخورید!

 

کودکان و نوجوانانی که به طور مرتب با خانواده های شان شام می خورند:

 

-نسبت به نوجوانانی که این کار نمی کنند ،خطر ابتلا به سومصرف مواد در ایشان نصف می شود،

 

-احتمال کمتری هست که دوستان استفاده کننده از مواد داشته باشند،

 

-سطح پایین تری از تنش و استرس را دارند،

 

-اظهار می کنند که والدین شان از آنها راضی اند و به آنها اعتماد دارند،

 

-نمرات  بهتری  در مدرسه کسب می کنند،

 

-هیجانات مثبت و روابط دوستانه ی خوبی دارند،

 

-خطر کمتری برای افکار خودکشی دارند.

 

منبع:

اینترنت

آرام آرام خواهید مرد!

 

آرام آرام خواهید مرد،
اگر سفر نکنید،
اگر کتاب نخوانید،
اگر به صداهای زندگی گوش ندهید،
اگر آنچه می کنید ارزیابی نکنید،
آرام آرام خواهید مرد
وقتی که "عزت نفس "خود را بکشید،
و وقتی که به دیگران امکان ندهید که به شما کمک کنند،
آرام آرام خواهید مرد
اگر بنده عادتهای خود شوید،
و هر روز بر همان مسیرهایی که پیوسته می روید، بروید...
اگر مسیر خود را عوض نکنید،
اگر لباسهایی به رنگهای مختلف نپوشید،
و با کسانی که نمی شناسید صحبت نکنید،
آرام آرام خواهید مرد
اگر از عشق ورزیدن پرهیز کنید،
و همه آن احساساتی که انسان را آشفته می سازد،
و کسانی که باعث می شوند تا چشمان شما برق زند،
و قلب شما از عشق به تپش در آید،
آرام آرام خواهید مرد
وقتی که از کارتان راضی نیستید یا از عشق خود گله دارید و قصد ندارید که زندگی تان را تغییر دهید،
اگر خطر نکنید و به دنبال آنچه که در مقابل نامطمئن ها - بی خطر است نروید،
اگر به دنبال رویای خود نروید،
اگر به خودتان اجازه ندهید که حداقل برای یک بار هم که شده از نصیحت های قابل درک فرار کنید.
امروز زندگی کردن را آغاز کنید
امروز دل را به دریا بزنید
کاری انجام دهید
به خودتان اجازه ندهید که آرام آرام بمیرید
و فراموش نکنید که همواره با نشاط باشید

پابلو نرودا

دروازه های ورودی برای سو ءمصرف مواد

در مباحث وابستگی به مواد،اصطلاحی رایج است به معنای مواد دروازه ای[1] . منظور این است که مصرف برخی مواد شایع و ظاهرا بی خطر می تواند زمینه ساز شروع سوءمصرف مواد و اعتیاد باشد.این مواد شایع عبارتند از تنباکو(مهمترین شان سیگار)،الکل و حشیش.برخی معتقدند نوجوانانی که تمایل به مصرف این مواد دارند در معرض خطر افتادن در مسیر اعتیاد به مواد هستند.البته شواهد، موارد نقض این نظر را بسیار نشان می دهد:کسانی که این مواد را مصرف کرده اند و به سوءمصرف مواد نرسیده اند و کسانی که به قول خودشان تاکنون یک سیگار نکشیده اند و اینک معتادند.اما گمان می کنم استعمال دخانیات و حشیش یا مصرف الکل که هرسه متاسفانه در جامعه ی جوان ما در حال رشد ا ست می تواند زنگ خطری برای احتمال سوءمصرف مواد باشد زیرا :

 

-افرادی به مصرف مواد دروازه ای رو می آورند که اهل ریسک و تجربه اند و ممکن است به تجربه همه گونه مواد بپردازند،

 

-محفل ها و شرایط مصرف مواد دروازه ای بیشتر جنبه غیر رسمی دارند،جامعه اجازه مصرف این مواد را چندان آزاد نکرده است.همین غیر رسمی و محفلی بودن باعث می شود زمینه مصرف مواد خطرناک تر با ریسک بیشتر فراهم شود.

 

نسبت به سوء مصرف مواد دروازه ای هشیار باشیم! 



[1] Gateway drugs

 

مدرسه:تهديد و فرصت

جامعه ي معتاد همه چيزش معتاد است و مدارس و آموزشگاه هاي ما از اين امر مستثنا نيستند.

مدتي است كه درباره ي اعتياد در مدارس صحبت مي شود.آمارهايي درمورد درصد دانش آموزان معتاد ارايه و كمي بعد تكذيب مي شود.

 

واقعيت آن است كه دانش آموزان از چند حهت در خطر اعتياد هستند:

 

- والدين و اعضاي معتاد خانواده

 

ثابت شده است كه در خانواده هايي كه يكي از والدين يا برادران و خواهران گرفتار اعتياد است،خطر ابتلاي فرزندان به اعتياد افزايش مي يابد/دانش آموزاني كه در چنين خانواده هايي هستند،در معرض خطر به شمار مي روند.

 

- جامعه ي معتاد

براي بازار كثيف مواد مخدر،مدارس و جمعيت انبوه دانش آموزان هميشه وسوسه آور است.هم باند هاي خلاف كار و هم افراد معتاد،چشم به راه طعمه هاي ساده دلي هستند كه مي توانند مشتريان دايمي آنها شوند...و ساده دل تر و در دسترس تر از دانش آموز كيست؟

 

- محيط مدرسه

اين محيط شامل دربان و سرايدار احتمالا معتاد تا افراد بيمار در كادر آموزشي و نهايتا دانش آموزان معتاد است.

 

بنابر اين ،مهرماه اگر فصل شكوفايي مدارس و آموزشگاه هاست،فصل خطر پذيري و آسيب احتمالي بچه هاي ما نيز ممكن است باشد/

 

شايد اولين قدم در پيشگيري از اعتياد در دانش آموزان،پذيرفتن پديده اي به عنوان اعتياد در مدارس است.با فرو كردن سر خود در برف نمي توان به جنگ واقعيت هاي زشت جامعه رفت.

در قدم هاي بعدي،تلاش براي آگاه ساختن خانواده ها و دانش آموزان از خطر اعتياد مي تواند راه گشا باشد.مي توان با آموزش هاي درست و توان مند ساختن دانش آموزان،نه تنها از خطر ابتلاي ايشان به اعتياد جست،بلكه به آنها اين امكان را داد كه نه امروز و نه در آينده در برابر خطرات آسيب هاي اجتماعي از جمله اعتياد،متزلزل نباشند و به عنوان افراد بزرگسال نيز بتوانند زندگي سالم و متعادلي را سپري كنند/

 

 توصيه ي عملي به خانواده ها:

با آموزشگاه و مربيان فرزندان خود در ارتباط باشيد و براي هرگونه تغيير رفتار يا افت تحصيلي آنها،از مشاورين و روان شناسان ياري بخواهيد!

 

بيماري هاي همزمان...

 

معمولا وابستگي به مواد با اختلالات ديگر رواني همراه است كه نبايد از نظر دور داشته شوند/امروزه ثابت شده كه افراد بيمار  علاوه بر اعتياد از مشكلات ديگري چون افسردگي،اضطراب،دردهاي رواني،اختلالات شخصيت و... رنج مي برند و عدم درمان بيماري هاي همزمان [1] مي تواند از عوامل برگشت بيماري در گذر زمان باشد.

به همين خاطر با سم زدايي تنها نبايد فكر كنيم كه وظيفه درماني ما تمام شده است بلكه با پيگيري و درمان مشكلات رواني موجود تلاش كنيم كه فرد معتاد به خانه تاريك خود باز نگردد.



[1] Comorbidity

ترامادول

متاسفانه موردی که شایع شده و جزو مراجعین من هم هستند افرادی اند که به داروی ترامادول وابسته شده اند.ترامادول یک تحریک کننده ی گیرنده های اوپیوییدی در بدن است که برای درمان دردهای شدید به کار می رود اما می تواند مورد سوء استفاده هم قرار گیرد.

مراقب اعتیاد به ترامادول باشید/

خود درماني نكنيد ، لطفا!

 

 

البته علت مصرف مواد و وابستگي به آنها چندگانه است(همان طور كه در مطلب پيشين از آن به عنوان چند عاملي يا مولتي فاكتوريال نام برديم) اما در ميان افراد معتاد چندين مسئله ممكن است زمينه ساز روي آوردن به مواد باشد:

1-برخي دچار مسايل رواني و هيجاني هستند و از اضطراب يا افسردگي رنج مي برند.اين افراد يا به تجربه  يا به توصيه ي نادوستان و ناآگاهان در مي يابند كه با مصرف مواد اضطراب شان كم مي شود يا  ظاهرا جرات و اعتماد به نفس شان بهبود پيدا مي كند. متاسفانه ادامه ماجرا چنان كه مي دانيد،زياد خوشايند نيست.وابستگي باعث مي شود پس از مدتي خود مواد و تهيه و مصرف آن موجب اضطراب و افسردگي شود.اساسا برخي از افسردگي ها در اثر مواد تشديد شده يا بهبودي كمي با درمان مي يابند.

2-باورهاي غلط نيز مي تواند موجب مصرف مواد شود.اينكه براي درمان بيماري هاي قلبي يا ديابت ،مصرف مواد مفيد است و حتي ادعا مي شود خود پزشك توصيه به مصرف مواد كرده است!يا اينكه اگر مواد را ترك كنند ،ممكن است دچار سكته يا عارضه هاي خطرناك شوند!

3-برخي موارد مانند درد هاي مزمن يا مشكلات جنسي چون زود انزالي مردان ،به اشتباه و توصيه هاي غلط،موجب روي آوردن به مصرف مواد  مي شود.

بايد تاكيد شود كه امروزه درمان هاي بسيار خوبي براي اضطراب،افسردگي،دردهاي مزمن و يا زود انزالي در دسترس است.از سوي ديگر،خود درماني با مواد،از چاله به چاه افتادن است،چرا كه تاثير بهبودي ناشي از مواد گذرا اما تاثيرات منفي ناشي از اعتياد و وابستگي طولاني و مهم است.

 

درباره ي معتادان و اعتياد ...

معتادان و افرادي كه دچار مصرف،سو مصرف و وابستگي به مواد شده اند در همه ي اقشار و گروه هاي جامعه ديده مي شوند.اعتياد  داراي دلايل و علت هاي متعددي است و ارتباطي با بي ايماني،ضعف شخصيت ،لاابالي بودن و بي مسئوليتي شخص ندارد.

واقعيت آن است كه اعتياد بيماري پيچيده اي است و اصطلاحا علت آن چند عاملي است (مولتي فاكتوريال) به اين معنا  كه يك عامل تنها مانند زمينه ي زيستي  يا خانوادگي يا اجتماعي ندرتا باعث بروز اعتياد مي شود بلكه چندين عامل دست به دست هم مي دهند و موجب اعتياد مي شوند.بنابراين تصور آن كه مصرف و اعتياد به مواد فقط در نتيجه ي نداشتن ايمان،اراده،شخصيت قوي،بي سوادي و فقر و ... بروز مي كند،اشتباه است.

 از اين رو،نياز داريم به مشكل پيچيده ي اعتياد،نگاه پيچيده داشته باشيم و از دشواري ها و شكست هاي راه،نوميد نشويم.