هر روز صبح،هنگام خرید روزنامه دیدن جوانان کم سن و سال،محصل یا دانشجو که برای خرید سیگار

جلوی باجه ی روزنامه فروشی ردیف می شوند،غم سنگینی را همراهم می کند.آنها که غالبا زیر بیست سال

سن دارند با اشتیاقی که قابل درک نیست،سیگار را می خرند و سریعا آتشی می گیرند و دود سیگار را به

سوی جامعه ای که بیکاری و نومیدی و تلخ اندیشی فضایش را مسموم کرده ،فوت می کنند.

مقصر کیست؟اگر کسی مقصری برای آمار بالای جرم و جنایت و اعتیاد در جامعه ی امروز ایران یافت، همان

را به عنوان مقصر این مسئله هم معرفی کند.اما مقصری یافت نمی شود.گاهی انگار اساسا مسئله و مشکلی

به نام اعتیاد و سومصرف مواد ،اینجا سیگار ، دیده نمی شود.

با این یادداشت می خواهم این معضل یعنی مصرف روزافزون سیگار  به ویژه در گروه جوانان را برجسته

و یادآوری کنم سیگار و هم بسته ی آن ، سیگاری(حشیش) دروازه های شناخته شده به سوی مصرف

مواد مخدر و صنعتی هستند.