مهارت "نه" گفتن
رفتارها - سعيد بينياز:
جرأتورزی یکی از مهمترین مهارتهای زندگی است که به افزایش اعتماد به نفس خودمان و جلب احترام دیگران منجر میشود.
خیلی از آدمها در رويارويي با مشکلات زندگي ناتواناند و در مقابل، عدة ديگري ميتوانند از اين مشکلات به آسانی عبور کنند و به کساني تبديل شوند که ما به آنها ميگوييم آدمهاي موفق.
روانشناسان با بررسي زندگی همين آدمها به فرايندهاي مشابهی دست پيدا کردند تحت عنوان «راهبردهاي مقابلهاي» و مشاهده کردند که اين راهبردها يک ويژگي مهم دارند:
ميشود آنها را آموزش داد. پس از این کشف، روانشناسان در کارگاههاي عمومي، مراکز مشاوره و روان درماني، مدارس و حتی ادارات دولتي آموزشهايي را رواج دادند که نامهاي متفاوتي داشت: مهارتهاي مقابلهاي، مهارتهاي انطباقي و يا مهارتهاي مقابله با تغييرات زندگي؛ که اين آخري توي ايران خلاصه شده و تبديل شده است به «مهارتهاي زندگي».
يکي از جذابترين و کاراترين مهارتهاي مقابلهاي، جرأتورزي است. جرأتورزي ترجمة کلمة انگليسي Assertiveness است. متأسفانه اين کلمه در زبان فارسي و در کتابهاي مختلف، به شکلهاي مختلفی آمده است: جرأتورزي، جرأتمندي، ابراز وجود، قاطعيت و... بعضيها هم خودشان را راحت کردهاند و گفتهاند: «مهارت نه گفتن». به نظر ميرسد جرأتورزي، بهتر ابعاد اين مهارت را منتقل میکند.
جرأتورزي توانايي ابراز خود و احقاق حقوق خود بدون تجاوز به حقوق ديگران است. عمل به شيوة جرأتورزانه به شما اجازه ميدهد تا اعتماد به نفس را در خود حس كنيد و موجب برانگيختن حس احترام دوستان و آشنايان شوید.
جرأتمندي امكان دستيابي به روابط صادقانه را افزايش ميدهد و به شما كمك ميكند تا دربارة خودتان احساس بهتري داشته باشيد و بر موقعيتهاي روزمره، تسلط بيشتري پیدا کنید. جرأتورزي رابطة تنگاتنگي دارد با حقوقي که ما بهعنوان يک فرد براي خودمان در نظر ميگيريم. فرد جرأتورز دربارة خودش به حقوق زير باور دارد:
من حق دارم زندگي خودم را خودم هدايت کنم، هدفها و آرزوهایم را خودم مشخص و آنها را اولويتبندي کنم.
من حق دارم كه ارزشها، باورها و عواطف خاص خودم را داشته باشم و حق دارم به خاطر اين ارزشها، باورها و عواطف به خودم احترام بگذارم.
من حق دارم به ديگران بگويم دوست دارم با من چگونه رفتار شود.
من حق دارم بگويم «نه»، «من نميدانم»، «من نميفهمم» يا حتي «من اهميت نميدهم» و البته حق دارم قبل از ابراز آنها زماني براي فکر کردن در موردشان داشته باشم.
من حق دارم از ديگران درخواست اطلاعات يا كمك کنم بدون اين كه به خاطر نيازهاي خود دستخوش احساسات منفي شوم.
من حق دارم افکارم را تغيير دهم، اشتباه کنم و گاه غيرمنطقي عمل کنم و البته پيامدهاي آن عمل را كاملا ميپذيرم.
من حق دارم خودم را دوست بدارم، هر چند ميدانم كامل نيستم و گاهي كارها را پايينتر از حد توانايي كامل خود انجام ميدهم.
من حق دارم روابط مثبت و رضايتبخش برقرار کنم. روابطي كه در آن احساس آرامش کنم و آزادم صادقانه احساسم را بيان کنم و حق دارم روابط خود را اگر نيازهايم را برآورده نسازد، تغيير يا خاتمه دهم.
من حق دارم زندگي خود را به هر شيوهاي كه خودم ميخواهم تغيير و تحول دهم.
من حق دارم مسؤول مشکلات ديگران نباشم.
من حق دارم انتخابهاي خاص خودم را داشته باشم و دليلي براي توجيه همة آنها به ديگران وجود ندارد.
به نقل از
همشهری آن لاین
http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=9951
+ نوشته شده در شنبه یازدهم آذر ۱۳۸۵ ساعت 9:14 توسط دکتر حمید یوسفی، روان پزشک
|
نشانی پست الکترونیک: