برای درمان بهتر و موثر تر سوء مصرف مواد،نیاز به آگاهی والدین و مربیان و اهالی آموزش و پرورش با
این مواد و نشانه های ابتلای نوجوانان و جوانان هست.لازم هست همه بدانیم:
1- سوءمصرف مواد شایع است.
2- باور غلطی در میان گروه جوانان هست که الکل و حشیش اعتیادآور نیستند.این باور را به چالش بکشید.
3- سیگار،الکل و حشیش به عنوان دروازه های ورودی برای سایر مواد به شمار می روند(در یکی از مطالب قبلی نیز اشاره شده است).
4- خیلی از اوقات سوء مصرف مواد نشانه و علامت خاصی ندارد.بنابراین به دنبال نشانه های تابلو و برجسته ی افراد معتاد در جوانان نباشید.
5- هرگونه تغییر در رفتار و عملکرد روزانه را به عنوان هشدار در نظر بگیرید.تغییر در الگوی خواب و بیداری،تغییر در خورد و خوراک،تغییر در روابط دوستانه،غیبت از کلاس،افت تحصیلی و ...ممکن است نشان از ماجرای آغاز مصرف مواد باشد.
6- البته علایم ونشانه های بالا در برخی بیماران روان پزشکی(بدون سوءمصرف مواد) نیز مشاهده می شود.از پزشکان و مشاوران باتجربه کمک بخواهید.
آغاز شمایید و سرانجام شمایید!
آن صبح نخستین بهاری که ز شادی
می آورد از چلچله پیغام، شمایید!
آن دشت طراوت زده آن جنگل هشیار
آن گنبد گردننده ی آرام شمایید!
خورشید گر از بام فلک عشق فشاند،
خورشید شما، عشق شما، بام شمایید!
نوروز کهنسال کجا غیر شما بود؟
اسطوره ی جمشید و جم و جام شمایید!
عشق از نفس گرم شما تازه کند جان
افسانه ی بهرام و گل اندام شمایید!
هم آینه ی مهر و هم آتشکده ی عشق،
هم صاعقه ی خشم ِ بهنگام شمایید!
امروز اگر می چمد ابلیس، غمی نیست
در فنّ کمین حوصله ی دام شمایید!
گیرم که سحر رفته و شب دور و دراز است،
در کوچه ی خاموش زمان، گام شمایید!
ایّام ز دیدار شمایند مبارک
نوروز بمانید که ایّام شمایید!
آیا می دانید که صرف غذای خانوادگی با فرزندان باعث کاهش خطر سومصرف مواد در آنها می شود؟
محققان مرکز ملی مطالعه ی سومصرف مواد و اعتیاد(CASA) در دانشگاه کلمبیا در ایالات متحده مشاهده کرده اند که هرچه کودکان دفعات بیشتر ی با خانواده هایشان شام بخورند،احتمال آن که به مصرف سیگار،الکل یا سومصرف مواد بپردازند کمتر می شود
.
در واقع، گفت و گو ها و صحبت هایی که در سر سفره ی غذا انجام می شود،این فرصت را به دست می دهد تا والدین از افکار و مسایل فرزندان شان آگاهی بیشتری بیابند و آنها و مشکلات شان را بهتر درک کنند.این یافته همخوانی با این نکته ی ثابت شده دارد که همراهی و درگیر شدن والدین با زندگی و برنامه های جوانان یکی از موثرترین راه های پیشگیری از سومصرف مواد در ایشان است.
کودکان و نوجوانانی که به طور مرتب با خانواده های شان شام می خورند:
-نسبت به نوجوانانی که این کار نمی کنند ،خطر ابتلا به سومصرف مواد در ایشان نصف می شود،
-احتمال کمتری هست که دوستان استفاده کننده از مواد داشته باشند،
-سطح پایین تری از تنش و استرس را دارند،
-اظهار می کنند که والدین شان از آنها راضی اند و به آنها اعتماد دارند،
-نمرات بهتری در مدرسه کسب می کنند،
-هیجانات مثبت و روابط دوستانه ی خوبی دارند،
-خطر کمتری برای افکار خودکشی دارند.
منبع:
اینترنت
آرام آرام خواهید مرد،
اگر سفر نکنید،
اگر کتاب نخوانید،
اگر به صداهای زندگی گوش ندهید،
اگر آنچه می کنید ارزیابی
نکنید،
آرام آرام خواهید مرد
وقتی که "عزت نفس
"خود را بکشید،
و وقتی که به دیگران امکان
ندهید که به شما کمک کنند،
آرام آرام خواهید مرد
اگر بنده عادتهای خود شوید،
و هر روز بر همان مسیرهایی که
پیوسته می روید، بروید...
اگر مسیر خود را عوض نکنید،
اگر لباسهایی به رنگهای مختلف
نپوشید،
و با کسانی که نمی شناسید صحبت
نکنید،
آرام آرام خواهید مرد
اگر از عشق ورزیدن پرهیز کنید،
و همه آن احساساتی که انسان را
آشفته می سازد،
و کسانی که باعث می شوند تا
چشمان شما برق زند،
و قلب شما از عشق به تپش در
آید،
آرام آرام خواهید مرد
وقتی که از کارتان راضی نیستید
یا از عشق خود گله دارید و قصد ندارید که زندگی تان را تغییر دهید،
اگر خطر نکنید و به دنبال آنچه
که در مقابل نامطمئن ها - بی خطر است نروید،
اگر به دنبال رویای خود نروید،
اگر به خودتان اجازه ندهید که
حداقل برای یک بار هم که شده از نصیحت های قابل درک فرار کنید.
امروز زندگی کردن را آغاز کنید
امروز دل را به دریا بزنید
کاری انجام دهید
به خودتان اجازه ندهید که آرام
آرام بمیرید
و فراموش نکنید که همواره با
نشاط باشید
پابلو نرودا
در مباحث وابستگی به مواد،اصطلاحی رایج است به معنای مواد
دروازه ای[1] . منظور این است که مصرف برخی مواد شایع و ظاهرا بی خطر می تواند زمینه ساز
شروع سوءمصرف مواد و اعتیاد باشد.این مواد شایع عبارتند از تنباکو(مهمترین شان
سیگار)،الکل و حشیش.برخی معتقدند نوجوانانی که تمایل به مصرف این مواد دارند در
معرض خطر افتادن در مسیر اعتیاد به مواد هستند.البته شواهد، موارد نقض این نظر را
بسیار نشان می دهد:کسانی که این مواد را مصرف کرده اند و به سوءمصرف مواد نرسیده
اند و کسانی که به قول خودشان تاکنون یک سیگار نکشیده اند و اینک معتادند.اما گمان
می کنم استعمال دخانیات و حشیش یا مصرف
الکل که هرسه متاسفانه در جامعه ی جوان ما در حال رشد ا ست می تواند زنگ خطری برای
احتمال سوءمصرف مواد باشد زیرا :
-افرادی به مصرف مواد دروازه ای رو می آورند که اهل ریسک و تجربه اند و ممکن
است به تجربه همه گونه مواد بپردازند،
-محفل ها و شرایط مصرف مواد دروازه ای بیشتر جنبه غیر رسمی دارند،جامعه اجازه
مصرف این مواد را چندان آزاد نکرده است.همین غیر رسمی و محفلی بودن باعث می شود
زمینه مصرف مواد خطرناک تر با ریسک بیشتر فراهم شود.
نسبت به سوء مصرف مواد دروازه ای هشیار باشیم!
جامعه ي معتاد همه چيزش معتاد است و مدارس و آموزشگاه هاي ما از اين امر
مستثنا نيستند.
مدتي است كه درباره ي اعتياد در مدارس صحبت مي شود.آمارهايي درمورد درصد دانش
آموزان معتاد ارايه و كمي بعد تكذيب مي شود.
واقعيت آن است كه دانش آموزان از چند حهت در خطر اعتياد هستند:
- والدين و اعضاي معتاد خانواده
ثابت شده است كه در خانواده هايي كه يكي از والدين يا برادران و خواهران
گرفتار اعتياد است،خطر ابتلاي فرزندان به اعتياد افزايش مي يابد/دانش آموزاني كه
در چنين خانواده هايي هستند،در معرض خطر به شمار مي روند.
- جامعه ي معتاد
براي بازار كثيف مواد مخدر،مدارس و جمعيت انبوه دانش آموزان هميشه وسوسه آور
است.هم باند هاي خلاف كار و هم افراد
معتاد،چشم به راه طعمه هاي ساده دلي هستند كه مي توانند مشتريان دايمي آنها
شوند...و ساده دل تر و در دسترس تر از دانش آموز كيست؟
- محيط مدرسه
اين محيط شامل دربان و سرايدار احتمالا معتاد تا افراد بيمار در كادر آموزشي و
نهايتا دانش آموزان معتاد است.
بنابر اين ،مهرماه اگر فصل شكوفايي مدارس و آموزشگاه هاست،فصل خطر پذيري و
آسيب احتمالي بچه هاي ما نيز ممكن است باشد/
شايد اولين قدم در پيشگيري از اعتياد در دانش آموزان،پذيرفتن پديده اي به
عنوان اعتياد در مدارس است.با فرو كردن سر خود در برف نمي توان به جنگ واقعيت هاي
زشت جامعه رفت.
در قدم هاي بعدي،تلاش براي آگاه ساختن خانواده ها و دانش آموزان از خطر اعتياد
مي تواند راه گشا باشد.مي توان با آموزش هاي درست و توان مند ساختن دانش آموزان،نه
تنها از خطر ابتلاي ايشان به اعتياد جست،بلكه به آنها اين امكان را داد كه نه
امروز و نه در آينده در برابر خطرات آسيب هاي اجتماعي از جمله اعتياد،متزلزل
نباشند و به عنوان افراد بزرگسال نيز بتوانند زندگي سالم و متعادلي را سپري كنند/
توصيه ي عملي به
خانواده ها:
با آموزشگاه و مربيان فرزندان خود در ارتباط باشيد و براي هرگونه تغيير رفتار
يا افت تحصيلي آنها،از مشاورين و روان
شناسان ياري بخواهيد!
معمولا وابستگي به مواد با اختلالات ديگر رواني همراه است كه نبايد از نظر دور داشته شوند/امروزه ثابت شده كه افراد بيمار علاوه بر اعتياد از مشكلات ديگري چون افسردگي،اضطراب،دردهاي رواني،اختلالات شخصيت و... رنج مي برند و عدم درمان بيماري هاي همزمان [1] مي تواند از عوامل برگشت بيماري در گذر زمان باشد.
به همين خاطر با سم زدايي تنها نبايد فكر كنيم كه وظيفه درماني ما تمام شده است بلكه با پيگيري و درمان مشكلات رواني موجود تلاش كنيم كه فرد معتاد به خانه تاريك خود باز نگردد.
مراقب اعتیاد به ترامادول باشید/
البته علت مصرف مواد و وابستگي به آنها چندگانه است(همان طور كه در مطلب پيشين از آن به عنوان چند عاملي يا مولتي فاكتوريال نام برديم) اما در ميان افراد معتاد چندين مسئله ممكن است زمينه ساز روي آوردن به مواد باشد:
1-برخي دچار مسايل رواني و هيجاني هستند و از اضطراب يا افسردگي رنج مي برند.اين افراد يا به تجربه يا به توصيه ي نادوستان و ناآگاهان در مي يابند كه با مصرف مواد اضطراب شان كم مي شود يا ظاهرا جرات و اعتماد به نفس شان بهبود پيدا مي كند. متاسفانه ادامه ماجرا چنان كه مي دانيد،زياد خوشايند نيست.وابستگي باعث مي شود پس از مدتي خود مواد و تهيه و مصرف آن موجب اضطراب و افسردگي شود.اساسا برخي از افسردگي ها در اثر مواد تشديد شده يا بهبودي كمي با درمان مي يابند.
2-باورهاي غلط نيز مي تواند موجب مصرف مواد شود.اينكه براي درمان بيماري هاي قلبي يا ديابت ،مصرف مواد مفيد است و حتي ادعا مي شود خود پزشك توصيه به مصرف مواد كرده است!يا اينكه اگر مواد را ترك كنند ،ممكن است دچار سكته يا عارضه هاي خطرناك شوند!
3-برخي موارد مانند درد هاي مزمن يا مشكلات جنسي چون زود انزالي مردان ،به اشتباه و توصيه هاي غلط،موجب روي آوردن به مصرف مواد مي شود.
بايد تاكيد شود كه امروزه درمان هاي بسيار خوبي براي اضطراب،افسردگي،دردهاي مزمن و يا زود انزالي در دسترس است.از سوي ديگر،خود درماني با مواد،از چاله به چاه افتادن است،چرا كه تاثير بهبودي ناشي از مواد گذرا اما تاثيرات منفي ناشي از اعتياد و وابستگي طولاني و مهم است.
معتادان و افرادي كه دچار مصرف،سو مصرف و وابستگي به مواد شده اند در همه ي اقشار و گروه هاي جامعه ديده مي شوند.اعتياد داراي دلايل و علت هاي متعددي است و ارتباطي با بي ايماني،ضعف شخصيت ،لاابالي بودن و بي مسئوليتي شخص ندارد.
واقعيت آن است كه اعتياد بيماري پيچيده اي است و اصطلاحا علت آن چند عاملي است (مولتي فاكتوريال) به اين معنا كه يك عامل تنها مانند زمينه ي زيستي يا خانوادگي يا اجتماعي ندرتا باعث بروز اعتياد مي شود بلكه چندين عامل دست به دست هم مي دهند و موجب اعتياد مي شوند.بنابراين تصور آن كه مصرف و اعتياد به مواد فقط در نتيجه ي نداشتن ايمان،اراده،شخصيت قوي،بي سوادي و فقر و ... بروز مي كند،اشتباه است.
از اين رو،نياز داريم به مشكل پيچيده ي اعتياد،نگاه پيچيده داشته باشيم و از دشواري ها و شكست هاي راه،نوميد نشويم.



